تولد

همه دور مادر جمع شده بودیم تا علامت پاهای کوچکتت را روی برگه تائیدیه پزشک ببینیم .پرستار دوستانت را در تخت کوچک کارتونی مخفی میکرد و به اتاقتان می برد و تو ای فرشته کوچکم بدون هیچ سرو صدایی از کنارمان گذشتی و چقدر مادربزرگت پشت در منتظرت بود بدون اینکه متوجه شود زیبای کوچکمان خیلی وقت است از دنیای کوچکش آزاد گشته . زیبای من 2 سال از اولین روزی که چشمان زیبایت را بر روی چهره ها خیره میکردی گذشته .چقدر زود گذشت از ورودت به این دنیا .پارسای خاله تولدت مبارک .
+ نوشته شده در دوشنبه هفدهم آبان ۱۳۸۹ ساعت توسط هاشور
|